هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
114
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
در سرزمين حجاز بلكه آن را سمبل قدرت و حاكميت همهجانبهء سياسى ، مادى و غيره كه متعلق به پدرش بود ، تلقى مىكرد ، مسأله آنچنان كه برخى تلاش دارند در چارچوب مادىاش منحصر سازند و يا از فدك معناى محدود و واقعيت تنگ آن را منظور كنند جنبهء مادى نداشت و بر سر ماديات نبود . اين موضوع را مىتوان از گفتگوى امام موسى بن جعفر با خليفه مهدى عباسى برداشت كرد كه طى آن نقطهء اختلاف بانو فاطمهء زهرا و ابو بكر را در آغاز خلافت مشخص كرده است . در روايت على بن اسباط آمده كه وقتى امام موسى بن جعفر بر مهدى عباسى وارد شد او را ديد كه مظالم را به صاحبانش بازمىگرداند به او گفت : اى امير المؤمنين چرا مظلمهء ما بازگردانده نمىشود گفت : مظلمهء شما چيست اى ابو الحسن ؟ فرمود : هنگامى كه خداوند متعالى فدك و اطراف آن را بدون هيچ جنگ و ستيزى به فتح پيامبر در آورد آيهء « وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ » را بر او نازل كرد ، پيامبر خدا نمىدانست كه آنها ( ذا القربى ) كيانند بنابراين به جبرئيل مراجعه كرد و جبرئيل نيز به خدا رجوع كرد خداوند به او توصيه كرد كه فدك را به فاطمه دهد بنابراين پيامبر خدا او را خواند و به وى گفت : اى فاطمه خداوند فرمانم داد كه فدك را به تو بدهم فاطمه زهرا گفت اى رسول خدا آن را از تو و از خداوند مىپذيرم و تا زمان حيات پيامبر ( ص ) از آن بهرهبردارى مىكرد ولى همينكه ابو بكر به خلافت رسيد آن را از ايشان بگرفت فاطمهء زهرا ( س ) به نزدش رفت و از وى خواست تا آن را بازگرداند به او گفت شاهدى بياور تا در اين مورد شهادت دهد . او امير المؤمنين على ( ع ) و ام ايمن را به نزدش برد آنها شهادت دادند و ابو بكر نوشتهاى به دستش داد ، نوشته در دست ، خارج شد در راه به عمر بن الخطاب برخورد به او گفت اى دختر رسول خدا چه به همراه دارى گفت نوشتهاى از ابو بكر دربارهء فدك ؛ آن را از دستش گرفت و نگاهى به آن انداخت سپس آب دهان بر آن انداخت و نوشتههايش - را پاك كرد و ورقه را پاره كرد : المهدى به او گفت : اى ابو الحسن محدودهء آن را برايم مشخص كن فرمود : چهار سوى مرزش كوه احد ، عريش مصر و سال دريا « دومة الجندل » « 1 » است . مهدى عباسى به او گفت : به اين گستردگى اى ابو الحسن ؟ فرمود آرى امير المؤمنين اينها همه را رسول خدا بدون هيچ جنگ و گريز و برخوردى ، بدست
--> ( 1 ) آبادى در اردن فعلى ( م ) .